بسمه تعالی

 

 

یازدهمین همایش ادبی سوختگان وصل

 

 

"آب و آینه"

 

 

نکوداشت مادران شهدا

 

 

بیا به آینه - قرآن، به آب برگردیم

 

به حرف اول این انقلاب برگردیم

 

 

در دو بخش شعر و داستان

 

مهلت دریافت آثار : اول مهرماه 92

 

 

زمان برگزاری :  6 آبان ماه  92

 

مکان : تالار علامه امینی دانشگاه تهران

 

 

نشانی : تهران صندوق پستی 1689 13145

 

شماره تماس و نمابر : 66484522

 

رایانامه :

 

sokhteganevasl@gmail.com

 

 

دفتر ادبیات و هنر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران

 

 

[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 1:52 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

 
 
شرایط دبیرخانه همایش

 

 

شاعران و نویسندگان عزیز توجه داشته باشند دریافت آثار تا اول

 

مهرماه خواهد بود و این تاریخ  تمدید نخواهد شد.

 

ارسال آثار از طریق پیام خصوصی برای  وبلاگ سوختگان وصل هم

 

امکان پذیر است.

 

Sokhteganevasl.blogfa.com

 

در ارسال تعداد آثار محدودیتی وجود ندارد.

 

تنها آثاری مورد داوری قرار می گیرند که با موضوع همایش (مادران

 

معظم شهدا) هم خوانی داشته باشند.

 

داستان های ارسالی باید داستان کوتاه باشند و از 5000 کلمه بیشتر

 

نباشند.

 

 آثار ارسالی باید مشخصات کامل :

 

نام ، نام خانوادگی ، سن ، تحصیلات ، شماره تماس ثابت و همراه ،

 

نشانی پستی و الکترونیکی را به همراه داشته باشد.

 

از ارسال آثار با نام مستعار اکیدا خودداری فرمایید.

 

در ارسال اشعار محدودیتی به لحاظ قالب وجود ندارد.

[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 0:14 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

«همیشه باران» حاج سعید حدادیان
اولین مجموعه شعر سعید حدادیان در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود

 شاید بسیاری و حتی دوستداران حدادیان هم ندانند که او علاوه بر اینکه در مداحی صاحب سبک است، در شعر نیز شاعری برجسته و نقادی نکته سنج به حساب می‌آید.

محمد حسن نوروزی مدیر انتشارات موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات فارس از انتشار کتاب «همیشه باران» نخستین مجموعه شعر حاج سعید حدادیان شاعر و مداح نام آشنای کشورمان، در نمایشگاه کتاب خبر داد.

 

وی درباره این کتاب اظهار داشت: در این مجموعه، شعرهایی خواندنی از حدادیان در قالب غزل، قصیده، رباعی و نیمایی و در موضوعات آیینی، دفاع مقدس، عاشقانه و عارفانه گرداوری شده‌اند.

 

نوروزی افزود: شاید بسیاری و حتی دوستداران حدادیان هم ندانند که او علاوه بر اینکه در مداحی صاحب سبک است، در شعر نیز شاعری برجسته و نقادی نکته سنج به حساب می‌آید.

 

گفتنی است سعید حدادیان سابقه سه دهه شاعری و فعالیت ادبی، نقد شعر ، اداره جلسات ادبی دانشگاه تهران و برگزاری همایش ادبی سوختگان وصل را در کارنامه ادبی خود دارد و این نخستین بار است که به همت موسسه شهرستان ادب برخی از شعرهای وی در قالب یک کتاب منتشر می‌شود.

 

به گفته مسئولان موسسه شهرستان ادب پیش بینی می‌شود این کتاب از کتاب‌های پرفروش نمایشگاه بیست و ششم باشد و مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد.

 

این مجموعه با مقدمه از مرتضی امیری اسفندقه شاعر برجسته کشورمان منتشر شده است.

 

در مقدمه کتاب آمده است:

 

«سعید حدادیان با اینکه از جمله شاعران برگزیده سومین جشنواره بین المللی شعر فجر است هیچ گاه دعوی و داعیه شاعری نداشته است و ندارد. با این وصف شناختش از قالب‌های شعر فارسی، و ورود او به این قالب‌ها دست کمی از دیگر کسانی که رسما شاعرند ندارد و گاه افزون نیز هست. رباعیاتی که از او و در این دفتر پیش چشم است با اینکه به ده سال پیش باز می‌گردد نمایانگر و بیانگر حضور او در این قالب است، نیز قصاید این مجموعه هم این نکته را یادآور است که او از پشتوانه ی معرفتی در پردازش این قالب، مایه ور است. شنای طبع او در بحور شعر فارسی به ویژه قالب نیمایی، مثال زدنی است .قالبی که آخرین قالب معرفی شده ی شعر فارسی است و هنوز آنگونه که بایسته و شایسته است معرفی نشده است.

 

 

 

همچنین در یکی از شعرهای کتاب «همیشه باران» می‌خوانیم:

 

 

 

گفتم که غمخوار توام، گفتی غمی نیست

 

غیر از نمک، این زخم‌ها را مرهمی نیست

 

گفتم که از نامحرمان پرهیز، گفتی:

 

اینجا به غیر از ما دو تا نامحرمی نیست

 

رسوایی ما کمترین تاوان عشق است

 

این روزها عاشق شدن جرم کمی نیست

 

ای دل اگر با ناخوشی‌ها سازگاری

 

از عالم عشاق خوش‌تر، عالمی نیست

 

باران لطفی نیست اما تشنگی هست

 

سیل دمادم هست، اشک نم نمی نیست

 

حالا که دستم رو شده پیش خلائق

 

کاری تر از لبخند، مشت محکمی نیست

 

*

 

ای چشمهایت آیه نورٌ علی نور

 

روشن تر از چشم تو اسم اعظمی نیست

 

 

 

چون شمع ، فروغ بزم یاران بودم

 

چون پروانه ، پیک بهاران بودم

 

هر چند که روسیاهم ، اما چون ابر

 

باران بودم همیشه ، باران بودم

 

 

 

انتشارات شهرستان ادب با چندین عنوان کتاب شعر و داستان جدید به نمایشگاه کتاب امسال می‌آید و دوستداران ادب و فرهنگ می‌توانند این کتاب‌ها را با مراجعه به سالن ناشران عمومی، راهرو شماره 18، غرفه 6 تهیه کند.

 

ضمنا انتشارات شهرستان ادب می‌کوشد با حضور شاعران و نویسندگان آثار، در فضای این غرفه فضای مناسبی را جهت تعامل مخاطبان با آنها فراهم آورد.

 

[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 0:5 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

بسمه تعالی

 

 

دهمین همایش ادبی سوختگان وصل

 

راز منور

 

نکوداشت شهدای جهاد علمی

 

و در شهادت يک شمع

 

راز منوري است که آن را

 

آن آخرين و آن کشيده ترين شعله خوب ميداند.

 

 

در دو بخش شعر و داستان

 

مهلت دریافت آثار : 15 بهمن ماه 91

 

زمان برگزاری :  6 اسفند ماه  91

 

مکان : تالار علامه امینی دانشگاه تهران

 

 

نشانی : تهران صندوق پستی 1689 13145

 

شماره تماس و نمابر : 66484522

 

نشانی الکترونیکی :

 

sokhteganevasl@gmail.com

 

Sokhteganevasl.blogfa.com

 

دفتر ادبیات و هنر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه تهران

 

 

 ***

 

بسمه تعالی

 

 

شاعران و نویسندگان عزیز توجه داشته باشند دریافت آثار تا 15 بهمن

خواهد بود و این تاریخ  تمدید نخواهد شد.

ارسال آثار از طریق پیام خصوصی برای  وبلاگ سوختگان وصل هم

امکان پذیر است.

در ارسال تعداد آثار محدودیتی وجود ندارد.

تنها آثاری مورد داوری قرار می گیرند که با موضوع همایش (شهدای

جهاد علمی و هسته ای) هم خوانی داشته باشند.

داستان های ارسالی باید داستان کوتاه باشند و از 5000 کلمه بیشتر

نباشند.

 ارسال آثار باید مشخصات کامل :

نام ، نام خانوادگی ، سن ، تحصیلات ، شماره تماس ثابت و همراه ،

نشانی پستی و الکترونیکی را به همراه داشته باشد.

در ارسال اشعار محدودیتی به لحاظ قالب وجود ندارد.

               

 

[ جمعه بیست و چهارم آذر 1391 ] [ 17:0 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

 

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

[ دوشنبه سیزدهم آذر 1391 ] [ 16:28 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

[ دوشنبه سیزدهم آذر 1391 ] [ 16:24 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

 

نورتو، روح مرا منزل به منزل می برد

کشتی افتاده در گِل را به ساحل می برد

 

مرد صحرایی و با تو شوق باران هم سفر

 بوی بارانت مرا منزل به منزل می برد

 

عاقل و دیوانه محکومند، آری چشم تو

هم ز مجنون می برد دل، هم زِ عاقل می برد

 

«اهل بیت نور» هستید، «آسمان وحی» ، ها....!

«جامعه» ما را به شرح این فضائل می برد

 

ای حبیب غربت تو حضرت عبدالعظیم (ع)

شهر ری با اذن تو از کربلا دل می برد

 

مجلسی که یاد شام انداخت اندوه تو را

گاه سوی طشت و گاهی سوی محمل می برد

 

کربلا ، ظهر عطش، گودال سرخ قتلگاه

اشکهایت عشق را تا آن مراحل می برد

 

 

[ چهارشنبه دهم آبان 1391 ] [ 15:28 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

 

در کوچه می وزند به شوقش نسیم ها

گل می کنند در نفس او شمیم ها

 

در دستهاش یاس  و انار و کبوتر است

وقتی که می رسند کنارش یتیم ها

 

بر شانه آسمان اجابت نشانده است

پر می زنند دور و برش "یاکریم "ها

 

غلطانده است آن شتر سرخ را به خون

تا بیش از این شکسته نگردد حریم ها

 

از کوچه ها و خاطره هایش گریز نیست

خونین دل است خاطر او از قدیم ها

 

شیرین تر از عسل به لب قاسمش رسید

وقتی که کشته شد به بلای عظیم! . . .ها!

 

[ پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 ] [ 15:36 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

المنه لله که در میکده باز است

زان رو که مرا بر در وی روی نیاز است

[ جمعه سی ام تیر 1391 ] [ 18:12 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]

بهار آفرین را هزار آفرین

 

[ شنبه دوازدهم فروردین 1391 ] [ 4:24 ] [ فاطمه نانی زاد ]

[ ]